هویت
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٠   کلمات کلیدی: هویت

هویت

احساس هویت در نوجوانی آغاز نمی شود و در نوجوانی هم خاتمه نمی یابد. به اعتقاد اریکسون هویت نهایی از همان دوران اولیه کودکی با ایجاد احساس اعتماد در مقابل عدم اعتماد نسبت به جهان اطراف شکل می گیرد.

هر چند که رشد هویت فرایندی است که در طول عمر ادامه دارد ولی جستجو برای کسب آن در نوجوانی بیشتر است.اریکسون(1968) متذکر شد هویت ممکن است از دو راه منحرف شود.مکن است پیش از آنکه به رشد کامل برسد  تثبیت شود یعنی پیش از موعد شکل بگیردویا اینکه بدون هیچ محدودیتی گسترش یابد .

هویت یابی زودرس :

هویت یابی زودرس وقفه ایست در فرآیند شکل گیری هویت.هویت یابی زودرس تصور فرد از خودش است که این تثبیت در ایجاد سایر امکانات و تواناییهایی که شخص برای توصیف خود دارد تاثیر می گذارد .تایید دیگران برایشان اهمیتی اساسی دارد. عزت نفس آنان تا حد زیادی به تایید دیگران بستگی دارد . معمولا برای مراجع قدرت اهمیت زیادی قائل هستند و در مقایسه با سایر نوجوانان بیشتر همنوایی می کنند و کمتر استقلال رای دارند . به ارزشهای سنتی مذهبی بیشتر علاقمندند و کمتر اهل تامل هستند و با فکر عمل می کنند . اشتیاق کمتری دارند و افکارشان قالبی و سطحی است و با افراد همجنس یا جنس آن کمتر روابط نزدیک برقرار می کنند.

هر چند که از لحاظ هوش کلی تفاوتی با همسالان ندارند ولی به دشواری می توانند انعطاف از خود نشان دهند و به هنگام مواجهه با تکالیف شناختی و تنش زا نمی توانند واکنش مساعد از خود نشان دهند.معمولا از نظم و ساخت در زندگیشان استقبال می کنند . با والدینشان روابط نزدیکی دارند (پدر و پسر روابط نزدیکی دارند)و ارزشهای والدین را می پذیرند و کمتر در آن چون و چرا میکنند. در عین حال والدین این گروه به طور کلی پذیرا و مشوق هستند و در عین حال نوجوان را تحت فشار می گذارند که با ارزشهای خانواده همنوایی کند. 

 سردرگمی در هویت یابی :

برخلاف این دسته گروهی از نوجوانان یک دوره طولانی از سردرگمی هویت را میگذرانند و شاید هیچگاه احساس هویتی قوی و روشن در آنان ایجاد نشود . اینها نوجوانانی هستند که  "نمی توانند خود را بیابند ، نوجوانانی که خود را رها و فارغ از پیوند نگه  می دارند و در حالت تجرد و دوران پیش از شکلگیری هویت باقی می مانند ".چنین فردی ممکن است دچار بحران هویت مرضی و طولانی مدت بشود و هیچگاه به وفاداری یا تعهد پایداری دست نیابد.آنان عزت نفس کمی دارند و استدلال اخلاقیشان رشد نیافته است.تکانشی هستند و تفکری نا منظم دارند و به دشواری مسوولیت زندگی خود را به عهده می گیرند. بیشتر به خودشان می پردازند و روابط فردیشان غالبا سطحی و گاه به گاه است. هر چند که با نحوه زندگی والدینشان مخالفند نمی توانند از خودشان شیوه ای ابداع کنند.

هویت کسب شده:

جستجو و سردرگمی شاید مفید باشد. افرادی که پس از یک دوره جستجوی فعالانه به احساس هویتی قوی دست یافتهاند در مقایسه با آنهایی که هویتشان شکل گرفته بی آنکه دوران سردرگمی را گذرانده باشند استقلال رای بیشتری دارند ، خلاقترند و تفکر پیچیده تری دارند.این گروه هویت جنسی با ثبات تری دارند، استدلال اخلاقی رشد یافته تری دارند ،توانایی بیشتری برای برقراری ارتباط نزدیک دارند.مقایسه های تحقیقی نشان میدهد که دختران نوجوانی که احساس هویت در آنان قوی بود در مقایسه با سایر گروهها بدیلهای شغلی و  عقیدتی را سبک سنگین می کردند،به نتایجی می رسیدند  و به آنها متعهد می ماندند ،کمتر زیر بار فشار همنوایی با دیگران می رفتند و در ضمن به هنگام مقاومت در برابر آن کمتر احساس ناراحتی می کردند.این گروه رشته های درسی نسبتا مشکلی در دانشگاه انتخاب می کردند ، و در ضمن کمتر از  زنهایی که هویتشان شکل نگرفته بود دچار احساسات منفی مانند  خصومت،افسردگی و اضطراب می شدند.